تبليغاتX
عشق من کهنه

عشق من کهنه

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟               تا به کی در غم تو ناله ی شبگیر کنم؟

دل دیوانه ازآن شد که پذیرد درمان                  مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود               کو مجالی که یکایک همه تقریر کنم؟

آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات              در یکی نامه محال است که تحریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد                   در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد              دل و دین را همه در بازم وتوفیر کنم

نیست امید صلاحی زفساد حافظ                   چونکه تقدیر چنین است چه تدبیر کنم؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

باران

   عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست

       عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود

                 و دیگری هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشده .......


               

  واسه اونیکه واقعا بهترینه....
  و واقعا دوستش دارم....

 

  به خود ميبالم که تو را 
  فقط تو را و باز هم تو را 
  فقط به خاطر خودت انتخاب کردم.
  گفته
بودم که در زندگي از هيچ چيز اينقدرمطمئن نبودم !
  وآن هم انتخابهايم بود .

 

                      هميشه بهترين ها را انتخاب کردم.

 

 

 ا گه کمرنگ بودم بالاخره بودم چون اون می خواست
  و حالا هم میرم چون اون می خواد

 

 

 

   خدا حافظ همین حالا

   همین حالا که من تنهام

  خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

  خداحافظ کمی غمگین

  به یاد اون همه تردید

  به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

  اگه گفتم خدا حافظ نه این که رفتنت سادست

  نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست 

  خدا حافظ واسه اینکه نبندی دل به رویا هام

  بدونی بی تو و با تو

  همینه رسم این دنیا

  خدا حافظ   خدا حافظ همین حالا

   خدا حافظ..........

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

با توام

            ای لنگر تسکين!

ای تکان های دل!

                           ای آرامش ساحل!

با توام

              ای نور!

                              ای  منشور!

ای تمام طيف های آفتابی!

ای کبود ارغوانی!

                               ای بنفشابی!

با توام ای دلشوره ی شيرين!

با توام

             ای شادی غمگين!

با توام

                 ای غم!

                                   غم مبهم!

ای نمی دانم!

هر چه هستی باش!

                                اما کاش....

نه .  جز اينم آرزويی نيست:

 

هر چه هستی باش!

                                 اما باش!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

ستاره

تو اسمون زندگيم،ستاره بوده بيشمار

اما شباي بيكسيم،يكي نمونده موندگار

                                       ستاره هاي گمشده،هرشب من هزار هزار

اما هميشگي تويي،ستاره دنباله دار

                                        اي اخرين،تنهاترين،اوارهي عاشق

هر شب عمرم همراه با من،ستاره عاشق

ستاره هاي گمشده،هرشب من ،هزار هزار

اما هميشگي تويي،ستاره دنباله دار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

نظرت چیه؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

زندگی

لباسهایم که کوچک می شدند

در پوست خودم نمی گنجیدم

که با این قد بلندتر شده

بدون پاشنه بلندی

دورتر را می شود دید

حالا اما سالهاست

لباسهایم به جای کوچک شدن و

من به جای بزرگ شدن

کهنه و پیر می شویم

و دروتر ...

و دورتر

     چیز تازه ای نیست

     که دیدنی باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

من اینجا ریشه در خاکم .

 

من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم .

 

من اینجا تا نفس باقیست می مانم .

 

من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم !

 

امید روشنائی گر چه در این تیرگی ها نیست ،

 

من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم !

 

من اینجا روزی آخر از دل این خاک ، با دست تهی

 

                                              گل بر می افشانم .

 

من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه ، چون خورشید .

 

سرود فتح می خوانم ،

 

و می دانم

 

تو روزی باز خواهی گشت !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

درد دل

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم

 

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

 

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن !

 

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آئینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است!

 

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن !

با تو گفتم : حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

 

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

 

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم  نتوانم ...!

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت !

 

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

 

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم 

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم !

 

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم !... 

                                                                       

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

چرا دیگر نمی تابی به این دریای طوفانی

هوا سرد است و خورشیدم نگو در بند زندانی

 

نگو دریا نمی بارد که من از گریه لبریزم

ودر هر قطره اشکم که می بارد تو پنهانی

 

تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد

خودت این را به من گفتی ولی حالا پشیمانی

 

من از هر مرغ دریایی نشانی از تو می خواهم

که می گویند عاشق شد مگر این را نمی دانی

 

ودرآن لحظه امواجی مرا برصخره می کوبد

تنم آهسته می سوزد در اندوه پشیمانی

 

به آن چشمی که می بوسی حسادت می کنم اما

دلم آرام می گیرد که تو خوشحال و خندانی  .

 
  دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌                 
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت
دارم‌
دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت
‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت
‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
     
+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

اي تو بهانه واسه موندن .......... اي نهايت رسيدن
اي تو خود لحظه بودن ........... تا طلوع صبح خورشيد رو دميدن
اي همه خوبي همه پاکي ........ تو کلام آخر من
اي تو پر از وسوسه عشق......... تو شدي تمامي زندگي من
اسم تو هر چي که مي گم......... همه تکراره تو حرفهاي دل من
چشم تو هر جا که مي رم ........ جاريه تو چشمهاي منتظر من

تو رو اون لحظه که ديدم .............. به بهانه هام رسيدم
از تو تصويري کشيدم ........... که اون و هيچ جا نديدم
تو رو از نگات شناختم ........... قصه از عشق تو ساختم
تو رو از خودت گرفتم ............ با تو يک خاطره ساختم

بار اولی که با هم چت کردیم می ترسیدم ببینمت.

بار اولی که دیدمت می ترسیدم عاشقت بشم.

حالا که عاشقتم میترسم از دستت بدم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

یه خط راجبش نظر بده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفا داری با تو چه آرد سو
آفت خرمن مهر و وفایی
تو گل گلشن جور و جفایی
وز دل سنگت آه
دلم از غم خونین است
روش من همین است
از جان غم مستم
دشمن می پرستم تا هستم

تو و مست از می به چمن
چون گل خندان از مستی وگریه من
با دگران بر گلشن نوشیده
من ز فراغت ناله کنم تا کی

تو و نی چون ناله کشیدن ها
من و چون گل جامه دریدن ها
ز رقیبان خواری دیدن ها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
بشکستی چون زان عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی
نمی کنی ای در یک دریایم
که همچو اشک از چشمم افتادم
آه کی میایی تو با من
از غمت خون دل من
آه از دل تو

گر چه ز محنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
عشق تو دارم باز
بگو ای گل با من هر چه ترانه ای گفت
هر چه ترانه ای گفت
از عشقت می سوزم گل


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 


عشق يعنی حســـــــرت شبهای گرم

عشق يعنی ياد يک رویــــــای نـــــــرم
عشق يعنی دیــدنی بـا چشـــم کـــور
عشق يعنی تا ابد بـــــی ســـرنوشـت
عشق يعنی آخــــــر خــــط بهـــــــشت
عشق يعنی گـم شدن در لـــــحظه ها
عشق يعنی آبــی بـــــــی انتـــــــــهـــا

عشق يعنی زرد تنــــــــها و غریـــــــــب
عشق يعنی سرخــی ظــــاهر فریــــب
عشق يعنی هــر چه تنها ماندنیـسـت

عشق يعنی هر چــه را دل کــندنيست
عشق يعنی يک سوال بــــــی جـــواب

عشق يعنی راه رفتـــــن تـــوی خـــواب
عشق يعنی خسته بودن ازفريب زندگی

عشق يعنی درد بـــردن از غم بالندگی

عشق يعنی هرچه گفتن,هر چه کردن,بهر او
عشق يعنی هــــر زمان تنها شنيدن نـام او..


اون غريبه همه چيم بود همه ي دارو ندارم

ديگه هيچكسو نخواستم وقتي ديدم اونو دارم

اون تموم زندگيم شد همه پائيز و بهارم

من چه ساده بودم اي واي، آخ كه رفت از روزگارم

ديگه بي دستاي گرمش شوقي به فردا ندارم

جز نشستن چشم به راهش به خدا كاري ندارم

همه روحم همه قلبم همه ي احساس من بود

حالا رفته و مي بينم كه ديگه هيچي ندارم

سر من بود روي شونه اش تو گذشته هاي نزديك

حالا بي اون سرمو من روي زانوهام ميذارم

اون غريبه همه كس بود واسه ي قلب غريبم

همه آرزوي من بود ديگه آرزو ندارم


 

           آمد و يك آسمان تابيد و رفت

ابر شد از ديده ام باريد و رفت

غرق در اوهام اشك حسرتش

ديده ام را ديد وبس خنديد ورفت

هيچ جز تاريكي به دستانم نبود

به شب من ماه رابخشيد ورفت

اشتياق پرزدن پرشد ميان سينه ام

بر من از جنس تنش تاريد و رفت

يك تبسم بر لبم افكند سايه لحظه اي

واي برمن ازلبم آن سفره رابرچيدورفت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

چوبرگ پنج پر چناری خشک

پنج انگشتم زسرما مچاله گشته است.

پنج انگشتی که دست راست تورا

به آغوش گرفته بود درآن شب بارانی

وآن خیابان پر از ریسه های رنگ به رنگ  نور

که قطره های باران

به زمین بوسه می دادند و قهقهه می شدند

آنچنان که دامنت

لکه های شادی را جذب خود می کرد

تا فرداهم ببینی و دوباره شاد شوی.

پاهای من

چنان زیرآبی می رفتندکه گویی

سواحل تمامی آب های دنیارا در می نوردند.

وعشق از پنجه های داغ تو

به قلبم تزریق می شد و پر از شکوفه می شدم

پر از شکوفه ی سرخ لب های معصومت

وآواز بازان ریز و تند

سمفونی بزرگترین پیوند آسمانی بود.

فرداهارابا هزار خورشید مرور می کردیم ومیخندیدیم

وآسمانی که فقط پاکی بود و پاکی بودو پاکی


اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

***

اي مرغ آفتاب!

زنداني ديار شب جاودانيم

يك روز، از دريچه زندان من بتاب

***

لب دريا، جدال تور و ماهي،

ز وحشت مي رود چشمم سياهي،

تپيدن هاي جان ها بود بر خاك،

كنار هم، گناه و بيگناهي !

***

نشسته ماه بر گردونه عاج .

به گردون مي رود فرياد امواج .

چراغي داشتم، كردند خاموش،

خروشي داشتم، كردند تاراج ...

***

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

چراغها را خاموش کنید

 می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم

غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی

 نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛

 بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو

میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم

 از من نگیر این لحظه های دلخوشی را

نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...

 یادت می آید حرفی را که زدی؛

گفتی می روم،

گه گداری شاید به خوابت بیایم

شاید در خواب،

 تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم

 لااقل همین وعده را برایم بگذار ...

 غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش

غریبه

راز من ...

عشق من.....

از چشم ترم زود مرو...

صد جانم به فدايت ز برم زود مرو

نکنم شکوه که دير آمدي

در بر من لااقل دير آمدي

 به سرم زود مرو

 بنشين يک دم واز چشم ترم زودمرو

اي شکسته تو شکستي

 مويه کردي ....

گريه کردي ...

از ته دل غصه خوردي .

 من با هاتم . خاک پاتم .

 تو صداتم تو صداتم من رفيق گريه هاتم

عشق در تو...

 شور در تو..

 بي تو من جايي ندارم...

بي تو فردايي ندارم من باهاتم ...

مثله بارون تو چشاتم

 مثله غصه تو صداتم...

چون پرنده در هواتم

 عشق در تو شور در تو

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

بوسه يعنی وصل شيرين دو لب
بوسه يعنی خلسه در اعماق شب
بوسه يعنی مستی از مشروب عشق
بوسه يعنی آتش و گرمای تب

بوسه يعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از ديوانگی
بوسه يعنی حس طعم خوب عشق
طعم شيرينی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه يعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد اين شرم از ميان

طعم شيرين عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است

بوسه را تكرار می بايد نمود
بوسه يعنی عشق و آواز و سرود
بوسه يعنی وصل جانها از دولب
بوسه يعنی پر زدن , يعنی صعود

عصرِ ما عصر فريبه

عصرِ اسماي غريبه

عصرِ پژمردن گلدون

چتراي سياه تو بارون

شهرِ ما سرش شلوغه

وعده هاش همه دروغه

آسموناش پُرِ دوده

قلبِ عاشقاش كبوده

كاش تو قحطيِ شقايق

بشينيم تويِ يه قايق

بزنيم دل و به دريا

من و تو تـنهايِ تـنها

خونه هامون پُرِ نرده

پشت هر پنجره پرده

قفسا پُرِ پرنده

لباي بدون خنده

چشما خونه ي سئواله

مهربون شدن محاله

نه براي عشق ميلي

نه كسي به فكر ليلي

كاش تو قحطيِ شقايق

بشينيم تويِ يه قايق

بزنيم دل و به دريا

من و تو تـنهای تنهايِ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

 

جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد می زنه

زیر دیوار بلندی یک نفر جون میکنه

کی می دونه تو دل تاریکه شب چی می گذره

پای برده های شب حصیر زنجیره غمه

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

من اسیرسایه های شب شدم

شب اسیر تور سرده اسمون

پا به پای سایه ها باید برم

همه شب به شهرجنون

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

چراغ ستاره ی من رو به خاموشی می ره

بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره

تاریکی باپنجه های سدش از راه می رسه

توی خاک سرده قلبم بذر کینه می کاره

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

مرغ شومی پشت دیوار دلم

خودش واین ورو اون ور می زنه

تورگهای خسته ی سرده تنم

ترس مردن داره پر پر می زنه

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

خیلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمیشه

گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمیشه

خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من

آخ چه قد قشنگه ازعشق تودیوونه شدن

تو میای تموم میشه هرچی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

مثل تو عاشق عشقم منودیوانه ندون

بازیه روز دستایه گرمتو به دستمام برسون

با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسوزون

میدونم باز یه روزی تموم میشه فاصلمون

تو میای تموم میشه هرچی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

به خاطر عشقم

هرشب كه فرصت مي كنم جوياي حالش مي شوم
از خويش بي خود گشته و مست خيالش مي شوم
در آسمان آرزو هر دم صدايش مي زنم
چشمم چو بر رويش فتد محو جمالش مي شوم
در هر شب تاريك من بدر است ماه صورتش
از شرم اين ديدار نو من هم هلالش مي شوم
جاريست اشك از ديدگان هرآن كه يادش ميكنم
 مقبول درگاهش شوم اشك زلالش مي شوم
سرگشته و حيران شدم دلتنگ و بي ايمان شدم
گويم به هر شيدا دلي خط است و خالش مي شوم
جوياي حالش مي شوم مست از خيالش مي شوم
با اين دل سودائيم رنج و ملالش مي شوم
تاريكي و ظلمت گذشت خورشيد از نو سر كشيد
انگار خواب است اينكه من غرق وصالش مي شوم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

 

" تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو چیستی که من از هر موج تبسم تو

به سان قایق سر گشته روی گردابم "

 بوسه باد خزونی با هزار نامهربونی


زیر گوش برگ تنها میگه طعمه خزونی


برگ سبز وتر و تازه رنگ سبزشو می‎بازه


غرق بوسه‎های باد و وحشت روزهای تازه


می‎کنه دل از درختو میشه آواره کوچه


کوچه‎ای که یادگار روزهای رفته و پوچه


میشینه گوشه کوچه چشم به آسمون می‎دوزه


می‎کنه یاد گذشته دلش از غصه می‎سوزه


یاد باد یاد گذشته شاد باد


این دل زرد وتهی در حسرت دیدار باد


یاد روزهایی که کوچه زیر سایه تنم بود


مهربون درخت عاشق مست عطر نفسم بود


سهم من از بوسه باد چی بگم ای داد و بیداد


همه زردی و تباهی مردن و رفتنه از یاد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

عشق

 

گاه بربی احترامی،احترام

بخشش و مردی به جای انتقام

عشق را دیدی،خودت را خاک کن

در حضورش سینه ات را چاک کن

عشق آمد،خویش را گم کن عزیز

قوت ات را قوت مردم کن عزیز

عشق یعنی مشکلی آسان کنی

دردی از درمانده ای درمان کنی

عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست

عشق یعنی جان من قربان اوست

تو را دوست ندارم نه دوستت ندارم
 
تو را دوست ندارم نه دوستت ندارم
اما هنگامی که نیستی
غمینم
و به آسمان آبی بالای سرت
و اخترانی که تو را میبینند
رشک می برم
تو را دوست ندارم
اما نمیدانم چرا
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند
وبارها در تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشتر شبيه تو نیستند
تو را دوست ندارم
اما هنگامی که نیستی
از هر صدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند
تو را دوست ندارم
اما چشمان گویایت
با آن آبی عمیق و درخشان
بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد
آه میدانم که دوستت ندارم
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
کمتر باور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست
+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

عشقی

نمی دانم چه بنویسم و چگونه آغاز کنم هر گاه دلم برایت تنگ می شود تمام کلمات زیبا از آسمان قلبم فرار می کند و به کنج سایبان چشمانم پناه می آورند تا به همراه باران فراق به روی گونه های مهربانم آرام گیرد باز هم سرود محزن دلتنگی را میان دهلیزهای تنهایی به گوش می رسد .

ای کاش در کنارم می ماندی تا با دستهای نا توانم شعری خوب برای چشمان آرامت هدیه بیاورم و صبور ساکت نی نامه مرگ را در خلوت خاطره هایم پاره کنم و پیش به سوی آزادی تمام شیشه های غبار گرفته غربت را بشکنم و از دریچه روشنایی به سوی آسمان آرزوها پرواز کنم .

ای کاش همانند قاصدک مهربان پیغام محبت را برایت هدیه می آوردم و مانند گل رز به یاد خاطره شیر نمان لای دفتر خاطراتت جای میگرفتم و مثل مریم های طناز تاجی از یکدلی را بر روی سرت می نهادم .

شاید مرا دیوانه پنداری ولی اگر دیوانه یا عاشق تو باشم هیچ فرقی نمی کند چون همیشه این حرف را برای گفتن دارم به اندازه تمام ستاره ها دوستت دارم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

بد نیستن اگه بخونیشون

اي گل تازه كه بويي ز وفا نيست تو را

خبر از سرزنش خار جفا نيست تو را

 

ما اسير غم و اصلا غم ما نيست تو را

با اسير غم خود رحم چرا نيست تو را

 

جان من سنگدلي دل به تو دادن غلط است

رفتن اولاست زكوي تو ستادن غلط است

 

ديگري جز تو مرا اين همه آزار نكرد

آنچه كردي تو به من هيچ ستمكار نكرد

 

بشنو پند و مكن قصد دل آزرده خويش

ورنه بسيار پشيمان  شوي از كرده خويش

 

 

آتش تمنّا

هواي وصل و غم هجر و شور مينا مُرد
برو!برو! كه دگر هر چه بود در ما، مُرد

   

لب خموش مرا بين كه نغمه ساز تو نيست
به ناي من- چه كنم- نغمه ي هاي گويا مُرد

     
به چشم تيره ي من راز عاشقي گم شد
ميان لاله ي او شمع شام فرسا مُرد

  
به دامن تو نگيرد شرار ما، اي دوست!
درون سينه ي ما آتش تمنّا مُرد

   
ستاره ي سحري بود عشق بي ثمرم
ميان جمع درخشيد، ليك تنها مُرد

 
نديد جلوه ي او چشم آشنايي را
گلي دميد به صحرا و، هم به صحرا مُرد

 
دريغ و درد! مگر داستان عشقم بود
شكوفه يي كه شبانگه شكفت و فردا مُرد؟

   
ز ديده ي كس و ناكس نهان نماند، دريغ!-
چو آفتاب به گاه غروب، رسوا مُرد

 

 

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من

ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من

نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

تو مایه های یاهو مسنجر

دروغ و خيانت رو هك كن
از انسانيت كپي بگير و send to all كن
با صداقت و وفا و معرفت چت كن
از زيباترين خاطره زندگيت، بك آپ بگير
توي پروفايل دلت، يه قلب تير خورده بذار تا همه بدونن تو هم معناي عشق رو نه فقط درك كه حس هم مي كني
در مسنجر قلبت عشق رو آد كن
به احساسات زيبا پي ام بده
غم و غصه رو ديليت كن
واژه بدي رو، ري نيم كن
براي خودپسندي آفلاين بذار و بگو بشين سر جات
و بالاخره... به خاطر گل روي يارت، غرورت رو فول فرمت كن

البته اینارو زیاد جدی نگیرید. همینجوری واسم آف اومده بود گفتم بذارم رو وبلاگ.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

لینکدونی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  | 

یا هو مددم کن

با سلام خدمت دوستان عزیز من تصمیم گرفتم که شروع  به وبلاگ نویسی کنم امیدوارم با دادن نظراتون منو راهنمای کنین خیلی منون میشم از شما اگه نظر بدین
+ نوشته شده در  ساعت   توسط haje_vorojak  |